الفيض الكاشاني

298

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

استقرار ياد مرگ در دل درمانى مانند توجه به مرگ اقران و همگنان و اين كه چگونه در وقتى كه گمان نمىكردند مرگ به سراغ آنها آمد وجود ندارد . اما كسى كه خود را براى آن آماده ساخته فوز عظيمى را نصيب خود كرده و آن كه به درازى آرزو فريفته شده زيان و خسران آشكارى را بهرهء خود ساخته است . آدمى بايد در هر ساعت به اندام و اعضاى خود بنگرد و بينديشد كه چگونه سرانجام كرمها آنها را خواهند خورد و چگونه استخوانها خرد و متلاشى خواهند شد و فكر كند كه كرمها از حدقهء راست او آغاز به خوردن خواهند كرد يا از حدقهء چپ ، زيرا چيزى در بدن او نيست جز اين كه طعمهء كرمها خواهد شد و آنچه از او براى خودش باقى مىماند تنها علم و عمل خالص او براى خداست . همچنين بايد در آنچه به زودى بر او وارد مىشود مانند عذاب قبر ، سؤال نكير و منكر ، حشر و نشر ، اهوال قيامت و فزع ندا در روز عرض اكبر بينديشد ، زيرا امثال اين تفكرات است كه ياد مرگ را در دل تازه نگه مىدارد و او را به آمادگى براى آن فرا مىخواند . بيان مراتب مردم در درازى و كوتاهى آرزو ( 1 ) بدان مردم در اين مورد متفاوت‌اند ؛ برخى آرزوى بقاء دارند و خواهان هميشگى آنند ، خداوند فرموده است : يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ « 1 » . و بعضى تا رسيدن به منتهاى پيرى بقا را آرزو دارند و اين طولانىترين عمرى است كه ديده و شاهد آن بوده‌اند . اينان كسانى هستند كه دنيا را بسيار دوست مىدارند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « محبت پير در طلب دنيا جوان است هر چند هر دو چنبرهء گردن او از پيرى در هم شوند جز كسانى كه پرهيزگار باشند و اينان اندكند « 2 » . » دسته‌اى آرزوى بقاى تا يك سال را دارند و به تدبير آنچه وراى آن است نمىپردازند و براى خود در سال آينده وجودى فرض نمىكنند ، در تابستان براى زمستان و در زمستان براى تابستان آماده مىشوند و هنگامى كه كفاف يك سال را گرد آورى كردند به عبادت مشغول مىشوند . گروهى تنها آرزوى ماندن طول تابستان يا زمستان را دارند و در تابستان براى زمستان يا در زمستان براى تابستان لباس تهيه نمىكنند ؛ و بعضى اميد ماندن

--> ( 1 ) بقره / 96 : . . . هر يك از آنها دوست دارد هزار سال عمر كند . ( 2 ) صدر حديث را مسلم ، و بخارى در صحيح خود ج 8 ص 111 نقل كرده‌اند ، و مأخذ تمام حديث را نيافتم .